ماندانا قهرمانلو



  • تعداد دنبال کننده (0)
  • تعداد کتاب (17)
  • اضافه شده به قفسه (0)
  • خوانده شده (0)






مغزتان را رام کنید: راهکارهایی موثر برای کسب آرامش، موفقیت فردی و خلق زندگی دلخواهتان

«مغزتان را رام کنید» نوشته جن تینچر، راهکارهایی موثر برای کسب آرامش، موفقیت فردی و خلق زندگی دلخواهتان است. موضوع اصلی راهکارهای این کتاب، کسب عشق و آرامش است. موفقیت راستین در پی عشق و آرامش می‌آید. عشق به خود، عشق به خدا، عشق به هم‌نوع، عشق به کل کاینات و جهان. به قول معروف، همه‌ی ما سوار یک کشتی هستیم، پس چه بهتر که یک‌دیگر را در راستای کسب آرامش و موفقیت یاری رسانیم. جَن تینچِر، که سال‌هاست‌، به شغل هیپنوتیزم‌درمانی مشغول است، تجربیات چندین ساله‌ی خود را از طریق این کتاب با ما سهیم شده. با به کار بستن مستمر راهکارهای ساده‌ی کتاب مغزتان را رام کنید، تنش‌ها و فشارها و نگرانی‌هایمان به میزان چشمگیری کاهش می‌یابند. همان‌طورکه می‌دانیم، در مسیر معنویت، آهستگی و پیوستگی اهمیت دارد. جَن معتقد است، مغزمان به‌سان کامپیوتری است که هر برنامه‌ای را به آن بدهیم، بی‌چون و چرا اجرا می‌کند، پس چرا همواره برنامه‌هایی شاد و پربار و عالی به آن ندهیم؟ بهتر است، رامش کنیم تا مطابق میلمان رفتار کند. جَن صمیمانه آرزو کرده که این راهکارها کمکمان کند تا اتفاقات زیبا و باشکوهی در زندگی‌مان رخ دهد. به امید به وقوع پیوستن این آرزو، و داشتن جهانی سراسر صلح و صفا و دوستی و آرامش.



تلفن همراه

استیون کینگ ( - ۱۹۴۷)، نویسنده امریکایی و خالق بیش از ۲۰۰ اثر ادبی در ژانرهای وحشت و خیال‌پردازی است. «تلفن همراه» یک رمان آخرالزمانی در ژانر وحشت است. کینگ در رمان جدید خود نفرت و ترس عمومی از این دستگاه مدرن را دستمایه نوشتن قرار داده است. در این رمان، از جایی، سیگنالی ناشناس به شبکه‌ جهانی تلفن همراه ارسال می‌شود که هر دارنده‌ تلفن همراه را ناگهان تبدیل به قاتلی روانی می‌کند. با حمله‌ وحشیانه‌ انسان‌ها به یکدیگر، تمدن رو به نابودی می‌رود. «کلیتون» شخصیت اصلی رمان نیز جزء این دسته است که در اقلیت قرار دارد. او به دنبال پسرش می گردد تا پیش از این که او هم به قاتلی خطرناک تبدیل شود تلفن همراهش را از او جدا کند. جالب اینجاست که خود کینگ تلفن همراه ندارد و این می‌تواند بیانگر ترس او از این دستگاه مدرن باشد! در بخشی از رمان می‌خوانیم: « حادثه‌ای که «پالس» نام گرفت، ساعت سه و سه دقیقه‌ بعدازظهرِ اول اکتبر آغاز شد ـ به وقت استاندارد شرقی... به فاصله‌ ده ساعت بعد از حادثه، اکثر دانشمندانی که قادر به توضیح و تفسیر این واژه بودند، یا دیوانه شده بودند یا مرده بودند. در هر حال اسم این حادثه اصلاً اهمیت نداشت. نکته‌ حائز اهمیت، اثرات آن بود...».



خواهران کوچک ایلوریا و مرد کت‌شلوار مشکی

«خواهران کوچک ایلوریا» و «مرد کت‌شلوار مشکی» دو داستان کوتاه از استیون کینگ(-۱۹۴۷) نویسنده آمریکایی داستان‌های ماورایی و علمی-تخیلی است. این کتاب علاوه بر متن این دو داستان، نقد و تحلیلی نیز پیرامون آنها در خود دارد. «مرد کت‌شلوار مشکی» در سال ۱۹۹۶ به‌عنوان بهترین داستان کوتاه، جایزه‌ی اُ. هِنری را به دست آورد. داستان خواهران کوچک ایلوریا در واقع پیش‌درآمد کتاب‌های دنباله‌دارِ هفتْ قسمتی برج تاریک اثر استیون کینگ است. این داستان کوتاه اولین بار سال ۱۹۹۸ به‌چاپ رسید. داستان در مورد رولند اهل گیلیاد، در پی برج تاریک و والتر، مرد سیاه‌پوش است. از آنجایی که اسب رولند، تاپسی، رو به ‌موت است، باید برای ادامه‌ی سفرش اسب یا قاطر جدیدی بخرد. رولند و اسب ‌روبه‌موتش، تاپسی، به شهر کوچک متروکه‌ای می‌رسند، شهری به نام ایلوریا. هفت‌تیرکش سگی را بالای سر جسد پسرکی می‌بیند، سگی که روی سینه‌اش نشانی صلیب‌مانند دارد. رولند سگ را فراری می‌دهد و متوجه مدال طلای پسرک می‌شود و آن را برمی‌دارد. عجیب‌الخلقه‌های سبزپوست به رولند حمله می‌کنند. او از هوش می‌رود و مدتی بعد در بیمارستان به‌هوش می‌آید و راهبه‌هایی را می‌بیند که خود را چنین لقب داده‌اند: خواهران کوچک. آنها پرستار-راهبه‌های وقف بیمارستان‌اند. خواهران کوچک ایلوریا با استفاده از حشراتی که به آنها دکتر لقب داده‌اند، بیماران را شفا می‌دهند. ابتدا بسیار مهربان به‌نظر می‌رسند، اما رولند رفته‌رفته متوجه حالت غیرطبیعی‌شان می‌شود. یعنی ممکن است، خون‌آشام باشند؟ یعنی بیماران را شفا می‌دهند تا خود از آنها تغذیه کنند؟ مدال طلا حالت محافظِ مقدس رولند را دارد. او به فرار می‌اندیشد؛ یکی از راهبه‌ها به نام جِنا که با دیگران متفاوت است، نیز قصد کمک به رولند را دارد. خواهرها به رولند سوپِ آغشته‌ به داروی بی‌حس‌کننده می‌دهند، و جنا نیز پادزهر این دارو را به او می‌دهد. خواهرها هم قدرت‌های عجیبی دارند، هم میل به چشیدن خون. جنا و رولند به یک‌دیگر دل می‌بازند، و...



داستانی زمستانی

«داستانی زمستانی» نوشته استیون کینگ(-۱۹۴۷)، نویسنده آمریکایی است. در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: در آن شب سرد برفی و بادخیز اندکی بیش از حد معمول سریع‌تر لباس پوشیدم _ خود می‌پذیرم. شب بیست و سوم دسامبر سال هزار و نهصد و هفتاد و...؛ شک دارم که دیگر اعضای باشگاه همچون من عمل کرده باشند. در شب‌های طوفانی نیویورک تاکسی به‌گونه‌ای وحشتناک به دشواری پیدا می‌شود، بنابراین تاکسی تلفنی‌ای خبر کردم. برای ساعت هشت شب از پنج و سی دقیقه تاکسی رزرو کردم _ همسرم یکی از ابروانش را بالا برد، اما حتی کلمه‌ای نیز بر زبان نراند. از ساعت یک‌ربع به هشت زیر سایه‌بان مجتمع مسکونی‌مان واقع در خیابان پنجاه و هشت شرقی ایستاده بودم، من و آلن از سال هزار و نهصد و چهل و شش در این آپارتمان اقامت گزیده بودیم. با تأخیر پنج دقیقه‌ای تاکسی، بی‌صبرانه مدام به‌طرف بالا و پایین قدم می‌زدم. سرانجام تاکسی با ده دقیقه تأخیر سر رسید و من سوار شدم. هم خوشحال بودم، هم عصبانی؛ خوشحال از بابت رهایی از شر باد وحشی، و عصبانی از دست راننده که احتمالاً سزاوارش بود. آن باد وحشی بخشی از جبهه‌ی هوای سردی بود که روز گذشته از کانادا به این سو وزیده بود، و با هیچ‌چیز و هیچ کس سرشوخی نداشت. باد سوت‌کشان و زوزه‌کشان اطراف شیشه‌های اتومبیل می‌وزید، و هرازچندگاهی موسیقی سالسای رادیوی راننده را تحت‌الشعاع صدای خود قرار می‌داد، و اتومبیل چِکر بزرگ را با وزش‌های ناگهانی شدیدش به‌لرزه در می‌آورد. اکثر فروشگاه‌ها باز بودند، اما پیاده‌روها تقریباً خالی. حتی کوچک‌ترین اثری از خریداران دقیقه آخر نیز دیده نمی‌شد. افرادی نیز که هنوز در خیابان‌ها پرسه می‌زدند، بسیار نگران و آزرده به‌نظر می‌رسیدند.



شطرنج در برابر آینه

«این فانتزی عجیب ایتالیایی را باید در کنار شازده کوچولو و آلیس در سرزمین عجایب در قفسه‌ها قرار داد.» «شطرنج دربرابر آینه» نوشته ماسیمو بونتمپلی(۱۹۶۰-۱۸۷۸) نمایشنامه‌نویس، شاعر، رمان‌نویس و موسیقی‌دان ایتالیایی است. او یکی از چهره‌های تأثیرگذار در شکل‌گیری سبک رئالیسم جادویی است. این کتاب معروف‌ترین اثیر بونتمپلی است. پسری جوان در اتاقی که تنها یک آینه و یک شطرنج در آن است، به گمانش بعدازظهری کسالت‌بار و حوصله سربر خواهد داشت اما همچون آلیس در سرزمین عجایب که ناگهان به جهانی جدید سفر می‌کند، این پسر نیز آماده ورود به ماجرایی عجیب است. او با خیره شدن به آینه متوجه می‌شود که مهره‌های شطرنج زنده‌اند... در بخشی از کتاب می‌خوانیم: او با من حرف زد! بله، با خودِ خودم. انگار فکرم را خوانده بود. به من گفت: «البته که در آینه هستی. این زیر... تو هم بیا اینجا... بیا تا خودت ببینی.» هر بار که به این قضیه فکر می‌کنم، به‌نظرم بسیار عجیب و غریب و باور نکردنی می‌آید. اما در آن زمان هیچ چیزِ عجیب و غریبی در آن ماجرا ندیدم. با خیال راحت و آسوده جواب دادم: «با کمال میل دلم می‌خواد؛ اما موضوع این است که اولاً نمی‌دانم، چگونه این کار را بکنم. دوماً باید بدانید که به من دستور داده‌اند، از این جا تکان نخورم تا خودشان بیایند، در را باز کنند.» شاه سفید آن طرفِ آینه با من مخالفت کرد و گفت: «وقتی می‌گویم، اینجا هستی، یعنی یک نفر دیگر مثل تو اینجاست: خب، تصویرت؛ یعنی دو نفر هستید، مثل من و شاه سفیدی که آن طرف نزدیک توست. بنابراین اگر تو اینجا بیایی، تصویر تو می‌رود آن طرف؛ و به این ترتیب همیشه کسی آنجا هست... برای پیشامدهای غیر منتظره و ناگهانی همیشه کسی آن طرف هست.»



هرآنچه دوست داری از دست خواهید داد و سه داستان دیگر

«هرآنچه دوست داری از دست خواهی داد» مجموعه چهار داستان کوتاه نوشته استیون کینگ(-۱۹۴۷) داستان‌نویس و فیلمنامه‌نویس آمریکایی است. او نویسنده‌ی بیش از پنجاه اثر است که همگی آثارش در اکثر کشورهای جهان جزو پرفروش‌ترین کتاب‌هاست. این کتاب شامل چهار داستان کوتاه و نقدهای آن‌هاست. این چهارداستان عبارتند از «هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد»، «مرگ جک همیلتون»، «در قتلگاه» و «احساسی که فقط به زبان فرانسه قابل بیان است». در بخشی از کتاب می‌خوانیم: الفی گوشی تلفن را گذاشت و دوباره اسلحه‌اش را برداشت. پیش از این‌که لوله‌ی اسلحه را درون دهان‌اش قرار دهد، چشم‌اش به دفترچه یادداشت‌اش افتاد. اخم‌کنان اسلحه را کنار گذاشت. صفحه‌ی آخر دفتر باز بود و چهار جمله‌ی انتهایی در معرض دید قرار داشتند. اولین چیزی که مردم پس از شنیدن صدای گلوله می‌بینند، جسد من است- جسدی ولو شده بر روی تختِ نزدیک دست‌شویی ... سَرِ آویزان‌شده‌ای که قطرات خون از آن جاری شده و بر روی قالیچه‌ی سبزرنگ فرو می‌چکد- و دومین چیز هم، دفترچه‌ی اسپیرال است که صفحه‌ی آخرش باز است. الفی در ذهن خود پلیسی را تصور کرد، پلیس‌محلی‌ای نبراسکایی که در وصف او روی هیچ دیوار توالت عمومی‌ای قطعه و قصیده‌ای سروده نشده! پلیس‌محلی جملات انتهایی دفترچه را می‌خواند، شاید هم با نوک خودکار خودش دفترچه‌ی پاره‌پوره را به‌طرف خودش برگرداند؛ ابتدا سه جمله‌ی اول را می‌خواند- «آدامس تروجان»، «یهودی‌های روسی را نجات بده»- و به‌عنوان جملاتی احمقانه چندان اعتنایی به آن‌ها نمی‌کند. سپس جمله‌ی آخر را می‌خواند، «هر آن‌چه را که دوست داری، از کف خواهی داد»، و به این نتیجه می‌رسد که من پیش از ارتکاب به خودکشی، با ته‌مانده‌ی عقل و منطق‌ام جمله‌ای در رابطه با خودکشی‌ام نوشته‌ام، جمله‌ای تا حدی معنادار. الفی دل‌اش نمی‌خواست مردم فکر کنند که او خل شده و زده به سرش.



سه‌شنبه‌ها با موری

میچ آلبوم رمان «سه‌شنبه‌ها با موری» را برای همه آنهایی نوشته‌است که می‌خواهند طعم زندگی را آن‌گونه که باید بچشند. این کتاب روایت انس استاد پیری با شاگردش در واپسین روزهای زندگی را بیان می‌کند. پروفسور شوارتز موری به بیماری ای ال اس دچار است. بیماری‌ای که به تدریج بدن را از کار می‌اندازد و سلول‌ها و بافت‌های ماهیچه‌ای را تخریب می‌کند. شاگرد هر سه‌شنبه به دیدار استاد می‌رود و از او و با او درس زندگی می‌آموزد. کلاسی که شاید امتحان و درس پس دادن‌های معمول دانشگاه را ندارد اما یک کلاس بی‌نظیر است. کلاسی که راهبر و راهرو هردو با هم در آن رشد می‌کنند و به کمال می‌رسند. هر سه‌شنبه میج درباره موضوعی با استاد خود صحبت می‌کند: دنیا، مرگ، زندگی، خانواده، فرهنگ، بخشش، دانایی، ازدواج و هر مفهومی که راجع به زیستن و چگونه زیستن است. میج در این سه‌شنبه‌ها همراه استادش مراحل متفاوتی از کمال انسانی را می‌پیماید. بر اساس این رمان، فیلم سینمایی موفقی ساخته شده است: از او پرسیدم آیا برای خودش احساس تأسف می‌کند؟ گفت: «صبحها، گاهی برای خودم عزاداری می‌کنم. به بدنم نگاه می‌کنم. همان قدر که می‌توانم دستها و انگشتهایم را تکان می‌دهم و به آنچه از دست داده‌ام تأسف می‌خورم. برای مرگ کند و دردناک خودم عزاداری می‌کنم. ولی بعد تمام می‌شود.» به همین سادگی؟ ‌«اگر لازم باشد خوب گریه می‌کنم. ولی بعد توجهم را به سمت تمام چیزهای خوبی که هنوز در زندگی‌ام هست جلب می‌کنم. کسانی که هنوز به دیدنم می‌آیند. قصه‌هایی که خواهم شنید. اگر سه‌شنبه باشد، به تو. آخر ما اهل سه‌شنبه هستیم.» خنده‌ام گرفت. اهل سه‌شنبه. ‌«بیشتر از این به خودم اجازه تأسف و ناراحتی نمی‌دهم. فقط صبحها چند قطره اشک می‌ریزم. همین.» به آدمهایی فکر کردم که بیشتر ساعات بیداریشان به تأسف خوردن به حال خودشان می‌گذرد. چه خوب است انسان برای تأسف روزانه‌اش حدّی بگذارد. چند قطره اشک بریزد و بعد برود دنبال زندگی‌اش. اگر موری، با این بیماری وحشتناکش، می‌تواند این کار را بکند...



بازیافت

کتاب بازیافت نوشته ربکا پتیفورد از سری کتاب‌های نشر دانی برای کودکان و نوجوانان است. این کتاب‌ها علاوه بر سرگرم‌کردن بچه‌ها و فراهم کردن اوقاتی لذت‌بخش برای آنان، آموزش‌هایی کاربردی در زمینه‌های مختلفی مثل افزایش خلاقیت، یادگیری مهارت‌های زندگی و.... دارند. نشر دانی در سال ۱۳۹۵ با هدف خدمت در زمینه آموزش فرزندان ایران و ارائه راهکارهای نوین در آسان‌سازی فرآیند آموزش شروع به فعالیت نمود. تولید محتوا، نه‌تنها کتاب متنی و صوتی ، بلکه بسته‌های آموزشی مختلف مانند (فیلم ها ، نرم‌افزارها و ...) برای پیشرفت دا‌نش آموزان و درگیر کردن آنها با لذت یادگیری هدف اصلی و آرمان خانواده فرهنگی دانی است.



انرژی خورشیدی

کتاب انرژی خورشیدی نوشته ربکاپتیفورد از سری کتاب‌های نشر دانی برای کودکان و نوجوانان است. این کتاب‌ها علاوه بر سرگرم‌کردن بچه‌ها و فراهم کردن اوقاتی لذت‌بخش برای آنان، آموزش‌هایی کاربردی در زمینه‌های مختلفی مثل افزایش خلاقیت، یادگیری مهارت‌های زندگی و.... دارند. نشر دانی در سال ۱۳۹۵ با هدف خدمت در زمینه آموزش فرزندان ایران و ارائه راهکارهای نوین در آسان‌سازی فرآیند آموزش شروع به فعالیت نمود. تولید محتوا، نه‌تنها کتاب متنی و صوتی ، بلکه بسته‌های آموزشی مختلف مانند (فیلم ها ، نرم‌افزارها و ...) برای پیشرفت دا‌نش آموزان و درگیر کردن آنها با لذت یادگیری هدف اصلی و آرمان خانواده فرهنگی دانی است.



منطقه‌های مستعد بلاهای طبیعی؛ توفان گرد و غبار

کتاب منطقه‌های مستعد بلاهای طبیعی؛ توفان گرد و غبار نوشته ونسا بلک از سری کتاب‌های نشر دانی برای کودکان و نوجوانان است. این کتاب‌ها علاوه بر سرگرم‌کردن بچه‌ها و فراهم کردن اوقاتی لذت‌بخش برای آنان، آموزش‌هایی کاربردی در زمینه‌های مختلفی مثل افزایش خلاقیت، یادگیری مهارت‌های زندگی و.... دارند. نشر دانی در سال ۱۳۹۵ با هدف خدمت در زمینه آموزش فرزندان ایران و ارائه راهکارهای نوین در آسان‌سازی فرآیند آموزش شروع به فعالیت نمود. تولید محتوا، نه‌تنها کتاب متنی و صوتی ، بلکه بسته‌های آموزشی مختلف مانند (فیلم ها ، نرم‌افزارها و ...) برای پیشرفت دا‌نش آموزان و درگیر کردن آنها با لذت یادگیری هدف اصلی و آرمان خانواده فرهنگی دانی است.