کیوان سررشته



  • تعداد دنبال کننده (0)
  • تعداد کتاب (3)
  • اضافه شده به قفسه (0)
  • خوانده شده (0)






ورباتیم: تئاتر مستند معاصر در انگلستان

گزیده‌ای از مقدمه: آلبرت انیشتین در جایی گفته: «رمز خلاقیت در این است که بدانید چطور منابعی که از آن‌ها استفاده کرده‌اید را پنهان کنید.» در آثار خلاقه‌ای که در این کتاب به آن‌ها پرداخته می‌شود- آثاری که به شیوه «ورباتیم» تولید شده‌اند- دقیقا برعکس این کار را صورت می‌گیرد. یک نمایش ورباتیم به جای اینکه از تجربیات یا مشاهدات موجود اقتباس کرده و یا آن‌ها را در ظرفی جدید و در یک موقعیت دراماتیک تخیلی بریزد، ریشه‌های این تجربیات در زندگی واقعی را مورد توجه قرار داده و در بیشتر مواقع توجه مخاطب را نیز به این ریشه‌ها جلب می‌کند. واژه ورباتیم اشاره به خاستگاه متن نمایشنامه دارد. در این شیوه سخنان مردم واقعی از طریق انجام مصاحبه و یا در طی یک فرایند تحقیقی ضبط یا رونویسی شده و یا از اسنادی همچون رونوشت یک تحقیق رسمی بیرون آورده می‌شوند. این مطالب سپس ویرایش شده، ترتیب پیدا کرده یا در بافت جدیدی قرار داده می‌شوند تا یک نمایش دراماتیک شکل گیرد، نمایشی که در آن بازیگران نقش افرادی که متن نمایش از سخنان آن‌ها شکل گرفته را بازی می‌کنند.



مونولیو پنج مونولوگ

«مونولیو پنج مونولوگ» چهار نمایشنامه مونولوگ تراژیک و یک فصل درباره مونولوگ تراژیک از نویسندگان، رضا سرور، سیداحسان عرفانی، شادی فرهادی، کیوان سررشته، بهار کاتوزی و به کوشش مهدی چاکری (-۱۳۶۵) است. اگر در شکل عام مونولوگ، متافیزیک غیاب عامل موثر است آن‌گاه در مونولوگ تراژیک که فرم خاص‌تر و محدودتر آن است، عرصه این غیاب محدود می‌شود به غیاب حیات انسانی، به مرگ. در این‌جا متافیزیک غیاب جای خود را به متافیزیک مرگ می‌دهد، زیرا مرگ سایه تراژدی است و بر تمامی اجزای آن سایه گسترده است. در تراژدی، نمایش هم‌چون مسیری است که به دهان گشوده مرگ منتهی می‌شود. در پیمایش این مسیر اما لحظه‌ای فرا می‌رسد که قهرمان پس از اخذ تصمیم تراژیکش، بی‌درنگ از سرنوشت یگانه و محتومش ـ مرگ ـ آگاهی می‌یابد. از این لحظه به بعد است که تراژیک بودن سرنوشت او نه فقط به‌دلیل مرگ محتوم بلکه به خاطر آگاهی کامل قهرمان از پیشروی‌اش به‌سوی مرگ است. هم از این‌رو است که گفته می‌شود هیچ تراژدی‌ای بدون آگاهی از مرگ محقق نمی‌شود. در پرتو متافیزیک مرگ، قهرمان تمام تک‌گفتارهایش را در آستانه مرگ‌آگاهی ایراد می‌کند. سایه‌ی این مرگ‌آگاهی چندان سنگین و فراگستر است که در جریان نمایش به تناوب قهرمان را متوقف می‌سازد تا در باب ذات مرگ تأمل کند.



همشهری داستان ـ شماره ۹۲ ـ مهر ۹۷

همشهری داستان، از سری مجلات گروه همشهری است؛ ماهنامه‌ای در حوزهٔ ادبیات داستانی که شامل داستان‌های نویسنده‌های ایرانی، ترجمهٔ داستان‌های نویسنده‌های خارجی، مصاحبه با نویسنده‌های ایرانی و خارجی و برندگان جوایز مختلف و... است. اولین نسخهٔ آن در تیرماه ۱۳۸۹ با عنوان ویژه‌نامهٔ داستانِ خردنامهٔ همشهری منتشر شد و در اردیبهشت ۹۰، با دریافت مجوز مستقل، با عنوان «داستان» روی کیوسک‌ها قرار گرفت. شماره‌ی مهرماه، آخرین شماره‌ای است که به سردبیری آرش صادق‌بیگی و همکاری تحریریه‌ی فعلی منتشر می‌شود. از شماره‌ی آینده تیم تولید محتوا تغییر خواهند کرد. مهرماه یادآور دفاع مقدس است و دلاوری و رشادت مردانی که در راه این آب و خاک جان فشانی کردند. به مناسبت هفته دفاع مقدس، داستان‌های «رفیق» به قلم احمد دهقان، «وداع با اسلحه» نوشته‌ی مکرمه شوشتری، روایت‌ مستند و تصویری «زندگی در شهر جنگی» چند قاب خانوادگی از سال‌های جنگ در آبادان و «زنده‌ها و زخم‌ها» روایتی از بیمارستان جانبازان اعصاب و روان اهواز به قلم نسیم مرعشی از مطالب موضوعی این شماره هستند. به مناسبت ماه محرم، در بخش روایت‌های داستانی، «شهر به هیجان آمده بود» عزاداری در دوره قاجار را از زبان رجال حکومتی روایت کرده است. دیگر مطلب خواندنی این شماره، «خانه ژان کلود» روایت نهال تجدد از خانه همسرش، ژان کلود کریر و مهمانان این سال‌های این خانه است. «درباره داستان» این شماره با دو مطلب «به رویا برگرد» و «درباره الهام» سراغ بن‌بست‌های ذهنی نویسنده رفته‌است. داستان‌ها و روایت‌هایی از جواد مجابی، محمد کشاورز، اصغر نوری، نسیبه فضل اللهی، احسان لطفی، عالیه عطایی، محسن حسام مظاهری، محسن پوررمضانی، لری مک‌مورتی، استیون میلهاوزر، ژرژ الیویه شاتورنو، دیوید سدریس، ایتن کنین و ... از دیگر مطالب این شماره‌اند. همشهری داستان این شماره، در پنج بخش کلی زیر تقسیم‌بندی شده است (دربارهٔ زندگی، داستان، روایت‌های داستانی، روایت‌های مستند، پایان خوش) که فهرست یادداشت‌های آن به شرح زیر است: در آستانه یادداشت سردبیر درباره زندگی من تریلی‌ها را دوست دارم | محمد کشاورز خانهٔ ژان کلود | نهال تجدد مادر رسا | عالیه عطایی مثل عروسک | دیوید سدریس/ترجمه: کیوان سررشته شکارچی کتاب | لری مک‌مورتی/ ترجمه: نسیبه فضل‌اللهی داستان عکس غایب | جواد مجابی رفیق | احمد دهقان فاخته پشت پنجره | راضیه مهدی‌زاده وداع با اسلحه | مکرمه شوشتری حافظهٔ کوک |ایتن کینین/ ترجمه: آرش صادق‌بیگی مزاحم | ژرژ الیویه شاتورنو/ ترجمه: اصغر نوری از صبر و شکیبایی شما متشکریم |استیون میلهاوزر/ ترجمه: جواد همایون‌پور روایت‌های داستانی روایت × خاطرات ۱ در مکتب پدر | برشی از خاطرات ملک‌الشعرای بهار دربارهٔ تحصیل روایت × سند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌محتسبان بدانند | ‌‌آیین شهرداری در مبارزه با فساد و احتکار در قرن هفتم روایت × خاطرات ۲ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌شهر به هیجان آمده بود | عزاداری در دورهٔ قاجار به روایت رجال حکومتی روایت‌های مستند یک مکان زنده‌ها و زخم‌ها | ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روایتی از بیمارستان جانبازان اعصاب و روان اهواز | ‌‌‌‌‌‌‌‌نسیم مرعشی یک زندگی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زندگی در شهر جنگی | ‌‌‌‌‌‌‌‌‌چند قاب خانوادگی از سال‌های جنگ در آبادان یک مکان۲ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سرزمین آشتی‌کنون | ‌‌‌‌‌‌‌‌‌یک روز در بازار گل| مهراوه فردوسی یک اتفاق ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ قاتلین تصادفی | ‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندوه و شرم زندگی بعد از گرفتن جان دیگران | آلیس گرگوری/ ترجمه: احسان لطفی درباره داستان جستار۱ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به رویا برگرد| ‌‌‌‌‌‌‌بن‌بست ذهنی نویسنده از منظر روان‌شناسی| ماریا کونیکاوا | ترجمه: رامین پروین گنابادی جستار ۲ دربارهٔ الهام ‌‌‌‌‌‌|‌‌‌‌‌‌‌‌نویسندگان معروف چه‌طور از پس بن‌بست ذهنی برمی‌آیند| نیکول بیانکی|ترجمه: فروغ منصور قناعی کارگاه ناداستان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تلاش استادانه | قسمت پنجم: چه جزئیاتی می‌تواند متن را شاهکار کند؟ |تئودور ا.ریس چینی|ترجمه: نیلوفر امن‌زاده پایان خوش تاریکخانه مردی که ناخن می‌خورد | محسن پوررمضانی تاریخ مصرف: ∞ | پی‌نما بهمن عبدی مسابقه داستان یک‌خطی چاپ عصر