@{{ user_rate = 0 }}

چند داستان کوتاه همراه با تحلیل (۴)







روند ها : #کتاب،

از مقدمه کتاب:
تصور می‌‌کنم آنچه را باید می‌گفتم در جلدهای اول تا سوم گفته‌‌ام. تنها اشاره کنم که شیوه انتخاب داستان‌ها و شیوه تحلیل همان است که قبلاً توضیح داده‌‌ام. خوشحالم که روی‌هم‌‌رفته جامعه ادبی و هنری ما به این شیوه روی خوش نشان داده است. بدیهی است که خطا و ضعف وجود دارد و بدیهی است که هنوز برای رویکردهای تخصصی، چه در انتخاب نویسنده و چه در یکسان‌‌سازی نوع تحلیل‌‌ها، زود است. امیدوارم دیگر صاحب‌نظران با توجه به ظرفیت‌های آینده و شکوفایی هرچه بیشتر استعدادها و، از همه مهم‌تر، نیاز جامعه شیوه‌‌های دیگر را بیازمایند. اما آنچه به طور خاص به این جلد مربوط است: داستان ساندرا سیس‌نروس اندیشه‌‌محور است یا بهتر بگویم می‌تواند باشد. می‌‌توان به واسطه چنین داستانی دیدگاه‌هایی را مطرح کرد که آمیزه‌‌ای از ادبیات، فلسفه، علوم طبیعی و روان‌شناسی هستند. طرح سؤال و آن هم به شکل چندوجهی در این داستان به‌‌مراتب بیشتر از آنچه تاکنون به صورت تقریبا سطحی و نه‌‌چندان بااهمیت گفته شده می‌‌تواند اندیشه خواننده را درگیر کند. در خصوص روت پراوار جاب‌والا، نوع نگرش و بن‌مایه آثارش در یک دید کلی و البته ویژگی‌های خاص داستان «وصیت قاضی» (به عنوان آخرین اثر وی) مد نظر بوده است. نوعی معرفی توأم با حرکتی گذرا بر کلیت داستان و اشاره به چند نکته خاص که از طریق آن خواننده با نویسنده‌‌ای که در جهان مشهور و در ایران ناشناخته است آشنایی پیدا کند. در خصوص داستان آلکس رودریگز البته آن‌قدر در مورد مبانی نظری رئالیسم جادویی مطلب نوشته شده است که نیازی به تکرار مکرر نیست. شاید تمرکز بر مقوله واقعیت و اتخاذ رویکرد هستی‌‌شناختی مطابق الگوهای جدید در تعریف دیگری از واقعیت، به عنوان نوعی خروج از علوم انسانی صرف، دیدگاهی به‌‌نسبت تازه‌‌تر باشد که بتوان به خواننده ارائه کرد. داستان مالامود داستانی است که عمده توجه را در زمان خود و البته تا زمان حاضر به درونمایه نهفته در خود اختصاص داده است. هرچند بی‌‌تردید مالامود استاد ساختار در داستان کوتاه است، این داستان خاص را بیشتر از دید درونمایه آن نگاه می‌کنند. به هر دو وجه اشاره‌‌هایی داشته‌‌ام و از چند نظریه تحلیلگران خارجی هم استفاده کرده‌‌ام. هرچند با برخی از آن‌ها موافق نبوده‌‌ام.

برش هایی از کتاب