@{{ user_rate = 0 }}

یوسف پیامبر







روند ها : #کتاب،

یوسف پیامبر

فرج الله سلحشور 708 صفحه

انتشارات عماد فردا

هرچه می دوید، انگار از یوسف دورتر می شد. یوسف به در هفتم رسید. در را به طرف خود کشید؛ اما گشوده نشد. صدای نفسهای زلیخا را پشت سر خود می شنید. دوباره دستگیره را با شدت تمام به سوی خود کشید؛ در همچنان قفل
مانده بود. زلیخا هرلحظه به او نزدیک می شد و او راه فراری نداشت. دوباره دستگیره را به تمام توانش به طرف خود کشید. دست زلیخا پیراهنش را از پشت گرفت و به عقب کشید؛ پیراهن پاره شد و در هفتم، همزمان گشوده.

برش هایی از کتاب