@{{ user_rate = 0 }}

نخل و نارنج







روند ها : #کتاب،

نخل و نارنج

وحید یامین‌پور 248 صفحه

انتشارات انتشارات کتاب جمکران

نخل و نارنج نوشته وحید یامین‌پور، پژوهشگر و نویسنده معاصر ایرانی درباره زندگی شیخ مرتضی انصاری، مرجع تقلید بزرگ شیعیان در عصر قاجار است. 
شیخ مرتضی انصاری از مراجع بزرگ تقلید و  فقهای تاثیرگذار ایرانی بود که در سال ۱۲۱۴ در دزفول متولد شد و در سال ۱۲۸۱ در نجف درگذشت. او شاگردان زیادی تربیت کرد که ادامه‌دهنده راهش بودند از جمله این شاگردان می‌توان به میرزا محمدحسن شیرازی اشاره کرد که فرمان تحریم تنباکو را در عصر ناصری صادر کرد و مردم را به مقاومت علیه قراردادهای ننگین با بیگانه فراخواند. امام خمینی (ره) نیز از شاگردان مکتب شیخ مرتضی انصاری است که توانست با مبارزات و رهبری حکیمانه‌اش انقلاب اسلامی را به پیروزی برساند.
 درباره کتاب نخل و نارنج
یامین‌پور در این کتاب زندگی و زمانه شیخ مرتضی انصاری را در قالب داستانی روایت کرده است. نویسنده در این رمان، به جز زندگی شیخ انصاری و تاریخ علمای شیعه به موضوعات دیگر از جمله جنگ‌های ایران و روس، حضور انگلستان در ایران و دوران امپراتوری عثمانی پرداخته است.
خواندن کتاب نخل و نارنج را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم
 علاقه‌مندان به تاریخ معاصر و سرگذشت بزرگان دینی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.
بخشی از کتاب نخل و نارنج
بازار نجف از هفت شاخه به حرم منتهی می‌شد و آن راهی که مرتضی می‌آمد از سمت شرق و در مقابل ایوان طلا به حرم می‌رسید. چند نفر با لباس‌های بلند عربی در حال بازگشت از نماز جماعت ظهر و عصر بودند. از اقامه نماز چیزی نگذشته بود و هنوز خادمان حرم درها را نبسته بودند. مرتضی نعلینش را بیرون حرم از پا درآورد و به سمت درگار چوبی رفت. نعلینی که به زردی می‌زد فرسوده‌تر از آن بود که کسی را به طمع بیندازد. درگاه را بوسید و گونه راستش را روی زمین گذاشت که ناگهان موجی از دلتنگی آمیخته با اشتیاق توفید و چشم‌ها را به اشک نشاند. دربرابر ایوان طلا ایستاد تا اذن دخول بخواند، ولی پیش از آن دوست داشت بار دیگر تمام زوایای حرم را با دقت ببیند و به خاطر بسپارد.
حرم با طلاکاری‌های جدید شاه قاجار و ضریح نقره‌ای که چندی پیش نصب کرده بودند، به کلی با گذشته‌اش فرق کرده بود. دو گلدسته در اطراف ایوان به‌تازگی به دستور فتحعلی‌شاه طلاکاری شده بودند و شبستان اصلی حرم با زیلوهایی با نقش چهارگوش و لوزی را از جلوی ایوان تا کنار ضریح مفروش شده بود.
حرم خالی از زائر و نمازگزار بود و جز گفت‌وگوی مبهم خادمان در شبستان‌های اطراف صدایی شنیده نمی‌شد. مرتضی با قدم‌های کوتاه خود را به ضریح رساند؛ دست‌هایش را در پنجره‌های نقره‌ای آن گره کرد و پیشانی را بر آن تکیه داد. آن رؤیای ملکوتی را به یاد آورد و تمام وجودش از خاطره شنیدن صدای امیرالمومنین مشتعل شد.
پنجاه هزارمین نسخه این کتاب با ویراست جدید با تغییراتی اندک و طرح جلد جدید، بزودی از سوی انتشارات جمکران به بازار عرضه می‌شود.

برش هایی از کتاب
  • ... جوان! آن که دیشب در گوش تو «بسم الله» گفت تا «و لا الضالّین» را در گوش من خوانده!
  • ...- مردم! بدانید که دو چیز است که انسان را در مسیر انسانیت سریع به منزل می رساند؛ یکی قرآن خواندن در نیمه شب و دیگری گریه بر حضرت سید الشهدا. گریه بر مولایمان حسین، معجزه میکند. به خدا معجزه می کند مردم!... دامان حسین رارها نکنید. هزارهزار هم که عبادت کنید، باز هم به توسل به آقای شهیدمان محتاجید. مردم بدانید انسان یک شاکله ای دارد. ما اغلب شاکلۀ خود را نمی شناسیم. کسی که به دنبال جلب خیرات است، باید جنس و شاکله اش عالی باشد؛ اما بدانید که برای عالی شدن جنستان باید بر حسین گریه کنید. هیچ چیز مثل اشک این شاکله را درست نمی کند.
  • ...- حضرت شیخ اعظم! باور دارم که دو حکیم در یک ملت بهتر از هزاران کس است که به عقل تظاهر کنند؛ و جنابتان حکیمی هستید که دومی ندارد؛ و پاسختان به قنسول انگلیس نشان این حکمت است که من را به وجد آورده؛...
  • ... - حضرت شیخ اعظم! اعتماد مظلوم بر وعده های ظالم، کشنده تر از توپ و شمشیر است. تکیه مسلمین بر فریب کاران آن هم برای لقمه ای که حق آن هاست، پستی و حقارت است و پستی و حقارت را برگزیدن، آسان تر از طلب عزت و وقار است. این رعایا چرا چنین خوار و سرافکنده و تی پا خورده شده اند؟ بدترین درد مردم مشرق زمین این است که آن ها در اتحاد میان خود با هم اختلاف دارند و در تایید اختلاف با همدیگر متحد شده اند! شگفتا! گویاعهد بسته اند که هیچ گاه متحد و متفق نشوند و هماره در دشمنی بمانند.
  • در هر حرفه ای گری نوعی از دوری از حقیقتِ آن امر وجود دارد. حرفه ای شدن وجه دیگری از حادثۀ شگفتِ عادی شدن است. به محض حرفه ای شدن در کاری، جوشش متوقف می شود و ارتباط وجودی با یک حقیقت، به تکرار یک آیین بدل می شود. حرفه ای شدن نتیجه ماندن و یک جا ایستادن است. همان چیزی که شیخ مرتضی از آن فرار می کرد. آن گروه از طلبه های حرفه ای که در دامنۀ کوه مرجعیت خانه کرده بودند، خود هیچ وقت توان رسیدن به قله را نداشتند و نیز توان تحمل آن که به سمت قله می رود.
  • گریه، خلقت شگفت خداست و تنها زبانی که ادراک غمگنانه را بازگو می کند. بزرگی هر کس به بزرگی غمی است که در دلش پنهان کرده استغم شوکت دارد، مهابت دارد، هیجان می آفریند و حرارت می بخشد. هر کسی به اندازه ادراکش از حقیقت، غم دارد. آن ها که غم را به افسردگی و غصه فرو می کاهند، غم نمی فهمند.