@{{ user_rate = 0 }}

داستانی زمستانی







روند ها : #کتاب،

داستانی زمستانی

ماندانا قهرمانلو , استیون کینگ 120 صفحه

انتشارات انتشارات افراز

«داستانی زمستانی» نوشته استیون کینگ(-۱۹۴۷)، نویسنده آمریکایی است.

در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم:

در آن شب سرد برفی و بادخیز اندکی بیش از حد معمول سریع‌تر لباس پوشیدم _ خود می‌پذیرم. شب بیست و سوم دسامبر سال هزار و نهصد و هفتاد و...؛ شک دارم که دیگر اعضای باشگاه همچون من عمل کرده باشند. در شب‌های طوفانی نیویورک تاکسی به‌گونه‌ای وحشتناک به دشواری پیدا می‌شود، بنابراین تاکسی تلفنی‌ای خبر کردم. برای ساعت هشت شب از پنج و سی دقیقه تاکسی رزرو کردم _ همسرم یکی از ابروانش را بالا برد، اما حتی کلمه‌ای نیز بر زبان نراند. از ساعت یک‌ربع به هشت زیر سایه‌بان مجتمع مسکونی‌مان واقع در خیابان پنجاه و هشت شرقی ایستاده بودم، من و آلن از سال هزار و نهصد و چهل و شش در این آپارتمان اقامت گزیده بودیم. با تأخیر پنج دقیقه‌ای تاکسی، بی‌صبرانه مدام به‌طرف بالا و پایین قدم می‌زدم.

سرانجام تاکسی با ده دقیقه تأخیر سر رسید و من سوار شدم. هم خوشحال بودم، هم عصبانی؛ خوشحال از بابت رهایی از شر باد وحشی، و عصبانی از دست راننده که احتمالاً سزاوارش بود. آن باد وحشی بخشی از جبهه‌ی هوای سردی بود که روز گذشته از کانادا به این سو وزیده بود، و با هیچ‌چیز و هیچ کس سرشوخی نداشت. باد سوت‌کشان و زوزه‌کشان اطراف شیشه‌های اتومبیل می‌وزید، و هرازچندگاهی موسیقی سالسای رادیوی راننده را تحت‌الشعاع صدای خود قرار می‌داد، و اتومبیل چِکر بزرگ را با وزش‌های ناگهانی شدیدش به‌لرزه در می‌آورد. اکثر فروشگاه‌ها باز بودند، اما پیاده‌روها تقریباً خالی. حتی کوچک‌ترین اثری از خریداران دقیقه آخر نیز دیده نمی‌شد. افرادی نیز که هنوز در خیابان‌ها پرسه می‌زدند، بسیار نگران و آزرده به‌نظر می‌رسیدند.

برش هایی از کتاب