نخل و نارنج


در هر حرفه ای گری نوعی از دوری از حقیقتِ آن امر وجود دارد. حرفه ای شدن وجه دیگری از حادثۀ شگفتِ عادی شدن است. به محض حرفه ای شدن در کاری، جوشش متوقف می شود و ارتباط وجودی با یک حقیقت، به تکرار یک آیین بدل می شود. حرفه ای شدن نتیجه ماندن و یک جا ایستادن است. همان چیزی که شیخ مرتضی از آن فرار می کرد. آن گروه از طلبه های حرفه ای که در دامنۀ کوه مرجعیت خانه کرده بودند، خود هیچ وقت توان رسیدن به قله را نداشتند و نیز توان تحمل آن که به سمت قله می رود.